یا امام رضا
ای هشتمین امام من ای هشتمین امام
ای چشم های شرقی تو بارگاه عام
ای آفتاب و ماه به پیشت زمین نشین
ای بارگاه روشن تو آسمان خرام
لطفی بکن که شاعر شوریده ات شوم
یا سالک "رضا" ی تو بی "حال "و بی "مقام"
لطفی که آهوانه نشینم به سایه ات
لطفی چنان که سایه ی سیمرغ و زال سام
وقتی که راه کوفی محراب خون شده است
آن کاروان چگونه برد صبح را به شام
در ایستاده ام که به وصفت بیاورم
ای مطلع فرزدق و دعبل ابوتمام
امشب غزل سرودم و رو کرده ام به تو
شعرم بهانه است غرض عرض یک سلام